دفتر آسمان را ورق ميزنم

 

صفحه اي آبي

 

صفحه اي ابري اما سپيد

 

صفحه اي خيس و نمدار اما پرطراوت

 

آن يكي رنگين از كماني خوش رنگ

 

برگي طلايي به رنگ خورشيد

 

و ورقي  به رنگ پولك نقره اي مهتاب

 

و لبريز از چشمك ستاره

 

پس چرا سهم من از اينهمه

 

فقط تاريكيست ؟؟؟؟؟

 

 

 

اي بار خدا ، معرفت جانم ده

 

در ظلمت جهل ، نور ايمانم ده

 

از دست هواي نفس مرا ايمن دار

 

هر آنچه رضاي توست ، مرا آنم ده

 

 


 

نوشته شده توسط رویا در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 ساعت 14:16 موضوع | لینک ثابت